X
تبلیغات
کيـميـا - سردار ابراهيم جباري
تراوش باورها و انديشه‌هاي شهره بزاززادگان


اين فرمانده سپاه قزوین، سردار ابراهیم جباری، بوده که این حرف را در مراسم معارفه فرمانده جدید سپاه بویین زهرا زده؛ همین هفته قبل.
 
****
اوايل دهه هفتاد فرمانده سپاه زنجان در حالی که مدت زيادی از حضورش در سمت فرماندهی‌اش نمی‌گذشت، جای خود را به "ابراهیم جباری" داد. سردار جباری تا قبل از انتقالش از زنجان به قزوين، درجه‌های نظامی خود را در معرض ديد عموم قرار نمی‌داد و همین مساله ظن برخی را در مورد صحت "سردار" بودنش برانگيخته بود. حضور جباری در زنجان با انتخابات مهمی چون انتخابات مجلس پنجم و انتخابات رياست جمهوری سال 76 همزمان بود که در هر دو از کانديدای خاصی، علنی يا در خفا، حمايت کرد.
 
او که گفته می شد باجناق فرج الله سلحشور، کارگردان سینما و تلویزیون، است در دوره فرماندهی اش به یک مرد سیاست زده و رسانه ای در زنجان تبدیل شد. اولین بار از نزدیک با وی در مهرماه سال 75 آشنا شدم؛ تیم حفاظت اجلاسیه ششم نماز در زنجان او را نشناخته و به داخل راه نداده بود و هیچ کاردی خونی از او بیرون نمی آورد! پیشتر سوتی بزرگی داده و در گفتگویی تلفنی با سردبیر نشریه پیام زنجان، بی خبر از آن که صدایش ضبط می شود، حرف های جالبی به زبان آورده بود! ... به هر حال زود جوش می آورد و راحت متهم می کرد ولی هیچ گاه گمان نمی کردی از او متنفری؛ نمی دانم چرا؟
 
قریب به اتفاق شکایت‌های طرح شده علیه پیام زنجان در دادگاه، به شکایت‌های سپاه زنجان در دوره فرماندهی او مربوط می شود و باز قریب به اتفاق این شکایت‌ها مربوط به نوشته‌های من می‌شود و باز قریب به اتفاق این شکایت‌ها ره به جایی نبرد و پیام یا تبرئه شد یا کلا منع تعقیب می‌خورد. با این همه، بالاخره همین اواخر یکی از شکایت‌هایش از پیام زنجان درباره یکی از مطالب طنز من به بار نشست و مدیر مسوول پیام زنجان محکوم به پرداخت هفتصد هزار تومان جریمه شد.
 
اما داستان آن مطلب طنز چه بود؛ وقتی حسینی مدیر کل صدا و سیمای زنجان بود، بی مناسبت یا بامناسبت با جباری مصاحبه می‌کردند؛ او هم به عنوان متکلم وحده هر چی دلش می‌خواست می‌فت – این حسینی مديرکل صدا و سیما قائم مقامی داشت با حال‌ تر از خودش به اسم رفیعی؛ همان رفیعی که سرقرار مخفی با یکی از دوشیزگان شاغل در صدا و سیما در یکی از روستاهای اطراف زنجان برای رفع مزاحمت جوانان غیور، یکی شان را با شلیک گلوله کشت و بعد به کمک پدر پولدارش و پرداخت دیه از زندان آزاد شد و مجددا به خدمت ادامه داد. او چفیه بر گردن برنامه تلویزیونی هم اجرا می کرد! – البته این ها هیچ ربطی به جباری نداشت ...
 
بگذریم؛ در همان ایام صدا و سیمای مرکز زنجان اطلاعیه ای داد و از هنرمندان خواست برای طرح آرم مرکز طرح بدهند، من هم طرح دادم و گفتم در آرم صدا و سیمای زنجان حتما اون گوشه کنار آرم هم که شده عکس سردار جباری فراموش نشود، همین! و به این ترتیب مدیر مسوول محترم را هفتصد هزار تومان مدیون خزانه دولت نمودم! ... سردار جباری مرد خوبی است، زود جوش می آورد ولی از او متنفر نمی شوی، حتی شاید بتوانم بگویم دوست داشتنی است!
 
روزی که از زنجان به قزوین رفت با اشاره به ناکامی کسانی که او دوست داشت رای بیاورند مقاله ای در پیام زنجان به دست چاپ سپردم با این عنوان: مردی که مردم دوستان او را دوست نداشتند!
 
مطلبی را که خوانديد نوشته‌ی محمد معيني، عضو سابق هیات تحریریه هفته‌نامه پيام زنجان است كه به عنوان پست جديد در وبلاگش راز سر به مهر قرار داده است.
 
نوشته شده توسط شهره بزاز زادگان در ساعت 22:26 | لینک  |